حضرت فاطمه در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

(حضرت فاطمه از دیدگاه قرآن:)

((فقل تعالوا ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الکاذبین ))
((پس بگو (اى پیامبر) بیائید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم با مباهله بر خیزیم (یعنى در حق یکدیگر نفرین کنیم ) تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم )).
این آیه بطور صریح و آشکارا ندا مى کند بر اینکه پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله هنگامى که با نصاراى نجران مباهله فرمود، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز در این مورد شرکت داشت ، و او وجود مقدسى است که میان چهار معصوم دیگر در آیه مباهله قرار گرفته است ، دو معصوم : ابنانا (حسنین ع ) و دو معصوم : انفسنا (پیغمبر ص و على ع ) و یک معصومه : نسائنا: ما بین آنها، که از نساء منحصر است به این وجود مقدس ، و با توجه به این مطلب که مباهله (ابتهال و نفرین کردن ) با نصاراى نجران یک کار عادى نیست ، و با زن و مرد عادى نمى توان اقدام به مباهله کرد و طرف مقابل را مغلوب و رسوا نمود، بلکه صلاحیت اقدام به چین امر خطیرى را افراد مقدس و شایسته اى دارا هستند که مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارک و تعالى بوده باشند، و حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکى از آن شخصیتهائى است که مشمول این آیه شریفه است و این از مسلمات است .


منبع: فاطمة الزهرا علیهاسلام

مؤ لف :  علامه امینى

2 نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 92 ساعت 2:21 توسط کوچه غم 2 حرف دل عشاق مادر

علت خلقت

بسم الله الرحمن الرحیم

((فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه ))
((پس حضرت آدم (ع ) از حضرت حق تبارک و تعالى کلمات را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله (قبول ) توبه خویش قرار داد)) درباره این آیه احادیثى نقل شده است که بسیار فوق العاده است ، و با توجه به آیه مذکور و این روایات ، انسان مى تواند بخوبى درک نماید که حضرت صدیقه سلام الله علیها علت خلقت است و یکى از اسباب آفرینش ‍ جهان مى باشد، یعنى همانطور که رسول اکرم (ص )، امیرالمؤ منین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکى از علل آفرینش است ، و معقول نیست کسى علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.
در این باره دو روایت ، یکى از جناب امیرالمؤ منین سلام الله علیها و دیگرى از جناب ابن عباس نقل مى کنم : روایتى که از وجود مقدس امیرالمؤ منین (ع ) است و جمعى از حفاظ عامه آن را ذکر کرده اند چنین است :
((سالت النبى صلى الله علیه وآله قول الله تعالى : (( فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه )) فقال : ان الله اهبط آدم بالهند، و حوا بجدة ... حتى بعث الله الیه جبرئیل و قال : یا آدم الم اخلقک بیدى ؟، المانفخ فیک من روحى ؟،... قال بلى ، قال : فما هذا لبکاء؟، قال : و ما یمنعنى من البکاء و قد اخرجت من جوار الرحمان . قال : فعلیک بهولاء الکلمات فان الله قابل تویتک و غافر ذنبک ، قل یا آدم : اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد، سبحانک لا اله الا انت عملت سوءا و ظلمت نفسى فاغفرلى ، انک انت الغفور الرحیم ، فهولاء الکلمات التى تلقى آدم ))
((امیرالمؤ منین سلام الله علیها مى فرماید: از پیغمبر اکرم (ص ) معناى آیه شریفه (( ((فتلقى آدم من به کلمات فتاب علیه )) را سؤ ال کردم ، فرمود: هنگامى که خداى تعال ، آدم را در هند، و حوا را در جده فرود آورد.... (حضرت آدم مدتها گذشت که اشک غم بر چهره مى ریخت ) تا اینکه خداى تعالى جبرئیل را نازل کرد و فرمود:
یا آدم ، آیا من ترا بدست (قدرت ) خودم نیافریدم ؟ آیا از روح بر تو ندمیدم ؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم ؟ و حوا کنیز خود را به تو تزویج نکردم ؟
حضرت آدم عرض کرد: بلى ، خطاب آمد: پس این گریه (مداوم ) تو از چیست ؟ عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم ، که از جوار رحمت تو رانده شده ام . خداى تعالى فرمود: اینک فراگیر این کلمات را که به وسیله آن ، خدا توبه ترا قبول مى کند و گناهت را مى بخشد، بگو یا آدم : خدایا، پاک و منزهى تو، نیست خدائى جز تو، بد کردم و بخود ستم روا داشتم ، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش ، بدرستیکه این توئى بسیار بخشنده مهربان . پیامبر اکرم (ص ) در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتى که خداى تعالى به حضرت آدم آموخته است ، گوئى خداى تعالى حضرت آدم را با این کلمات تسلى داده است ، که اگر از جوار رحمت من دور شده اى ، اینکه ارزش فراگرفتن این کلمات گرانقدر، عوض ، هم سن و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است ، و جبران آن نعمتى که از آن محروم شده اى . روایت دیگرى در همین موضوع جناب ابن عباس ‍ از پغمبر اکرم (ص ) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:
((لما خلق الله عزوجل آدم ، و نفخ فیه من روحه عطس ، فالهمه الله : الحمدلله رب العالمین . فقال له ربه یرحمک ربک ، فلما سجد له الملائکه تداخله العجب ، فقال : یا رب خلقت خلقا احب الیک منى ؟ فلم یجب ، ثم قال الثانیه ، فلم یجب ، ثم قال الثالثة ، فلم یجب ثم قال الله عزول له : نعم ، و لولاهم ما خلقتک ، فقال : یا رب ارنیهم ، فاوحى الله تعالى الى ملائکة الحجب ، آن ارفعوا الحجب فلما رفعت الحجب ، اذا آدم بخمسة اشباح قدام العرش ، فقال یا رب من هولاء؟ قال : یا آدم هذا محمد نبى ، و هذا على امیرالمؤ منین ابن عم النبى ووصیه ، و هذه فاطمة انبة نببى ، و هذآن الحسن والحسین انبا على و ولدا نببى ، ثم قال : یا آدم هم ولدک ففرح بذلک . فلما اقترف الخطیئه قال : یا رب اسالک بحق محمد و على و فاطمة والحسن والحسین لما غفرت لى فغفرالله له بهذا فهذا الذى قال الله عزوجل : ((فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه )) فلما هبط الى الارض ، صاق خاتما، فنقش علیه ((محمد رسول الله و على امیرالمؤ منین )) و یکنى آدم بابى محمد))
بعد از آنکه خداى عالى آدم (ع ) را آفرید، حضرت آدم عطسه کرد و با الهام خدائى ((الحمدلله رب العالمین )) گفت . خداى تعالى در جواب فرمود ((یرحمک ربک )) رحمت خدا بر تو باد (خوشا، آن بشرى که جواب عطسه اش خطاب الهى باشد).
هنگامیکه فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، تکبر به او راه یافت و در حالکیه بر خود مى بالید عرض کرد: پروردگارا، آیا مخلوقى که نزد تو محبوبتر از من باشد، آفریده اى ؟ و این سؤ ال را سه بار تکرار کرد و هر سه بار بى جواب ماند، دفعه سوم که حضرت آدم (ع ) پرسش خود را بازگو کرد، متوجه گردید که سؤ ال بى پاسخ او، سخن بجائى نبوده است ، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:
بلى ، یا آدم مخلوقاتى از تو محبوبتر دارم ، که اگر آنها بوجود نمى آمدند، ترا نیز نمى آفرید.
عرض کرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده .
در آن هنگام خداى تعالى به فرشتگان حاجب درگاه الهى وحى شد: پرده ها را کنار بزنید (بلى . آفریننده جهان ، در پشت پرده غیب موجوداتى دارد که سبب تربیت آدم و اولاد آدمند). چون حجابها برداشته شد، از پشت پرده غیب ، پنج شبح ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند.
خطاب آمد: این پیامبر من ، این على امیرالمؤ منین پسر عم او، این فاطمه دخترش و این دو، حسن و حسین ، پسر آن على ، فرزندان پیامبر من هستند. و پس از معرفى نامهاى آنها، خدا تعالى فرمود: یا آدم ، اینان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالى است ، و مرتبه تو تالى مقام و والاى اینها مى باشد.
و بعدها وقتى که حضرت آدم مرتکب و مبتلاى آن ترک اولى شد، عرض کرد:
پروردگارا، از تو مسئلت دارم که به حق محمد، و على ، و فاطمه ، و حسن و حسین از خطاى من درگذرى ، پس دعایش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خداى تعالى قرار گرفت و این است معناى آیه شریفه که خدا مى فرماید: پس آدم کلماتى از پروردگارش فرا گرفت که به وسیله آن کلمات توبه او مورد قبول واقع گردید.
ابن عباس ، سپس روایت را چنین ادامه مى دهد که پیغمبر(ص ) فرمود:
هنگامیکه آدم (ع ) بر زمین فرود آمد، انگشترى براى خود ساخت که نقش آن نام مبارک پیامبر اعظم ((محمد رسول الله )) بود، و ((ابى محمد)) (پدر محمد ص ) کنیه او شد.
((حاف ابن النجار)) که یکى از بزرگان عامه (سنى ) است به سند خودش از ابن عباس روایت مى کند:
((سالت رسول الله صلى الله علیه وآله عن الکمات التى تلیها آدم من ربه فتاب علیه ، قال : سال بحق محمد، و على ، و فاطمة ، والحسن والحسین الا تبت على فتاب الله علیه تبارک و تعالى ))
((از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله سوال کردم : آیا آن کلمات که حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسیله آن توبه او مورد قبول واقع شد چیست ؟، حضرت فرمود: آدم (ع ) با این کلمات از خدا درخواست کرد که توبه او را بپذیرد:
((به حق محمد، على ، فاطمه ، حسن و حسین ، توبه مرا قبول فرما)) پس خداى تبارک و تعالى توبه او را پذیرفت .
این روایت را ((سیوطى )) در ((درالمنثور))، ((بدخشانى )) از ((حافظ کبیر دارقطنى )) و از ((ابن النجار)) و ((ابن مغازلى )) در مناقبش ، با ذکر سند نقل کرده اند، و با توجه به مطالبى که گفته شد از این آیه هم استفاده مى شود که وجود مقدس حضرت صدیقه سلام الله علیها سبب خلقت عالم و ((ولیة الله )) بوده است .

 


منبع: فاطمة الزهرا علیهاسلام

مؤ لف :  علامه امینى

2 نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 92 ساعت 2:18 توسط کوچه غم منتظر حرف دل شماست

آيه تطهير و زنان رسول خدا

بسم الله الرحمن الرحيم

آيه تطهير و گفتار زنان پيامبر اكرم (ص )
اينك بررسى اينكه آيا از همسران پيغمبر(ص ) در مورد آيه تطهير ادعائى كرده است يا نه ؟ در اين مورد شيعيان رواياتى از زنان پيغمبر(ص )، از جمله ((ام سلمه )) نقل كرده اند كه آن احاديث را حضرت عامه نيز صحيح و معتبر شمرده اند.
يكى از آن روايات كه مورد قبول فريقين (شيعه و سنى ) مى باشد، اين است كه جناب ((ام سلمه )) مى فرمايد: من از پيغمبر(ص ) پرسيدم كه اين آيه تطهير درشان كيست ؟ حضرت فرمود: درباره من ، على ، فاطمه ، حسنين است و تهم مشمول اين آيه نيستى . مشمول اين آيه نيستم ، ما همسران نبى ، مورد خطاب اين قضيه نيستيم ، و كاملا واضح است كه اگر آيه شريفه تطهير درباره زنان پيغمير(ص ) بود، جناب ((عايشه ))آنرا بر پيشانى جمل مى نوشد و غوغائى بر پا مى كرد، در صورتيكه هيچيك از همسران رسول اكرم (ص ) هرگز چنين ادعائى نكرده اند كه اين آيه درشان آنان بوده است .

 

منبع: فاطمة الزهرا (تأليف علامه اميني)

2 نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 91 ساعت 22:24 توسط کوچه غم 2 حرف دل عشاق مادر

مردم مدينه

بسم الله الرحمن الرحيم

فاطمه براي ولايت مولايش سيلي خورد و به زمين افتاد و در پشت درب خانه بين در و ديوار قرار گرفت و به شهادت رسيد.  آيا راه ما راه اوست يا كه راه خود را مي رويم بي آنكه چادر خاكي مادر را بياد آوريم.

جهان را زشتي فرا گرفت آن دم كه خاك كوچه هاي بني هاشم بر چادر مادر ما نشست.

كجا بودند مردم مدينه كه چنين واقعه تلخي رخ داد و صورت مادر نيلي شد.

واي بر آنان كه ايستادند و تماشا كردند و درخواست حمايت از ولايت را نشنيده گرفتند.

هوشيار باشيم تا ما نيز چون مردم مدينه چهره هامان خاك آلود نشود.

2 نوشته شده در پنج شنبه هجدهم آبان 91 ساعت 1:2 توسط کوچه غم 2 حرف دل عشاق مادر

حضرت فاطمه در قرآن

بسم الله الرمن الرحيم

فاطمه سلام الله عليها از ديده گاه قرآن
آيه اول :
((انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيا و يطهركم تطهيرا))
((
خدا چنين مى خواهد كه رحبس (هر آلايش ) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند))
برخى را عقيده بر اين است كه چون اين آيه شريفه بين دو آيه واقع شده كه آن آيات درباره زوجات پيغمبر(ص ) نازل گرديده است ، بنابراين به همان نسق ، اين آيه هم بايد درشان زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى دانيم كه از پنج طريق به اين آيه نظر كنيم :
1 - اول بررسى اينكه بعد از نزول اين آيه ، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره آن نصى (كلام صريحى ) هست كه آيه تطهير درشان چه كسى نازل شده است ؟

2 - دوم اينكه در اين موضوع ، از خود زنهاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كلام معتبر و صريحى وجود دارد كه دلالت كند اين آيه درباره كيست ؟، آيا يكى از آنان ادعا كرده است كه آيه تطير درشان ما زنان پيامبر نازل شده است ؟ و يا اينكه عكس اين مطلب را اظهار نموده است ؟
3 - سوم اينكه آيا على سلام الله عليه و يا اولاد اميرالمؤ منين (ع ) با اين آيه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آيا ادعا كرده اند كه اين آيه درشان ما اهل بيت است و در غير ما نيست ؟ و آيا در مقام احتجاج از صحابه چه شنيده اند؟
4 - چهارم اينكه آيا از خود صحابه كلام معتبر و صريحى در اين باره موجود است كه آيه تطهير درباره چه كسى نازل شده است ؟
5 - پنجم اينكه رجال تفسير و حديث در اين مورد چه مى گويند؟ ايا با نظر آن كسانيكه مى گويند آيه تطهير (مانند دو آيه قبل و بعد آن ) مربوط به زوجات پيغمبر است همراى و موافق هستند؟ يا اينكه مى گويند نه خير، چون درباره شان نزول اين آيه ، نص (كلام معتبر و صريحى ) وجود دارد، لذا بايد تابع آن نص شد.
بنابراين آنچه درباره تطهيرشان مى شود از اين پنج طريق كه گفته شد، بيرون نيست .
آيه تطهير گفتار پيامبر(ص )
اما آنچه نفس قضيه است : درشان نزول اين آيه روايات متواترى در دست است كه حاكى است آيه تطهير در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرم (ص )، حضرت صديقه ، اميرالمؤ منين ، و حسنين صلوات الله عليهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرم صلى الله عليه و آله تقاضا مى كند كه من نيز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم ؟ حضرت او را نهى كرد و فرمود: نه ، تو داخل نشو (وانت فى خير) چون اين آيه مخصوص است به ما پنج تن .
نام جماعتى از صحابه كه شان نزول اين آيه را به همين ترتيب نقل كرده اند و روايات آنها متواتر است به اين شرح مى باشد:
سعدبن ابى وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعيد خدرى - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عايشه - ام سلمه - ابوهريره - معقل بن يسار - ابوطفيل - جعفربن حبان - حبيره - ابوبرزه اسلمى - مقداد بن اسود.
رواياتى كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در اين موضوع هم راى و هم سخن هستند كه آيه شريه تطهير در خانه ((ام سمله )) نازل شده ، و فقط درشان پنج تن بوده است و هيچيك از زنان پيغمبر(ص ) داخل اين قضيه نيست ، و اين مطلب از مسلمات است . غير از حضرات صحابه ، تقريبا 300 نفر ديگر نيز اين روايت را به همان ترتيب و با ذكر اينكه محل نزول آيه خانه ((ام سمله )) بوده است ، نقل كرده اند. و ما مشخصات اين 300 نفر را كه در قرون مختلفه مى زيسته اند بطور تقصيل در كتاب ((الغدير)) شرح داده ايم .
تمام اين 300 نفر نصوصى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده اند، كه بعد از نزول آيه تطهير از حضرت پرسيده شد كه اين آيه شريفه در شان كيست ؟ حضرت فرمود: منم ، على ، فاطمه ، حسنين (عليهم السلام ).
پس با توجه به مطالب فوق ، جاى هيچگونه ترديدى نيست كه حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز مشمول آيه تطهير است و در كلمه ((اهل البيت )) او نيز مراد مى باشد. گذشته از اينها، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، براى اثبات و روشن شدن حقيقت امر كار بسيار جالبى كرده است كه 9 نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به اين شرح كه بعد از نزول اين آيه ، حضرت رسول (ص )، هر روز (تا زمان وفاتش تقريبا)، هنگام خروج از منزل كه براى اقامه نماز صبح به مسجد تشريف مى برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صديقه سلام الله عليها مى آمد و مى فرمود:
((
السلام عليكم يا اهل البيت ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا))
((
سلام بر شما اى اهل البيت ، بدرستيكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نمايد)).
راوى ديگرى مى گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم ، راوى ديگر نقل مى كند: من نه ماه در مدينه توقف كردم و هر روز ناظر اين صحنه بودم . راوى ديگر اظهار مى دارد: من 12 ماه در مدينه ساكن بودم و هر روز شاهد اين روش پيامبر(ص ) بودم و اين جريان تا آخرين روز زندگانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله ادامه داشته
است .


منبع: فاطمة الزهرا عليها السلام (مؤلف علامه اميني)

2 نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 91 ساعت 23:49 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

حيا از پروردگار

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:

( ای اباالحسن ! من از پروردگار خود حیاء میکنم چیزی  را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری)

زنان دنیای معاصر باید از اینگونه جلوه های ایثار درس زندگی بگیرند، و با ساده زیستی و مراقبت از خویشتن و دوری از آرزوهای زودگذر، زندگی زناشوئی را زنگی جاودانه زنند.

فرهنگ سخنان حضرت فاطمه سلام الله علیها ص 12 حدیث 1

2 نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد 89 ساعت 11:0 توسط کوچه غم 2 حرف دل عشاق مادر

همسر مهربان 2

بسم الله الرحمن الرحیم

شیخ مفید روایت می کند:

زمانی پیامبر ، امیرالمومنین علیه السلام را به غزوه ذات الرمل که ذات السلسله یا ذا السلاسل هم می نامند، فرستاد.

امیر المومنین علیه السلام سربندی داشت که چون پیامبر او را به راه و کاری سخت می فرستاد آن را به سر می بست.  علی علیه السلام به خانه فاطمه سلام الله علیها آمد.

سربند را از او خواست.  فاطمه فرمود: به کجا می روی؟ پدرم تو را به کجا می فرستد؟

- به ریگزار.

بانو سلام الله علیها با مهربانی گریست. وقتی پیامبر به خانه آمد و فاطمه را در آن حال دید. فرمود: چرا گریه می کنی؟ بیم داری شوهرت کشته شود؟  نترس، ان شاءالله چنین نخواهد شد.

علی علیه السلام به پیامبر عرض کرد: بهشت را از من دریغ مدارید.( مرا از دعای شهادت در راه خدا محروم مکنید).

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها، ص 25 - شیخ عباس محدث قمی

2 نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 89 ساعت 4:50 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

همسر مهربان

بسم الله الرحمن الرحیم

در بیان عشق و محبت فاطمه نسبت به همسرش همان ماجرای زخم، مظلومیت، شکستگی پهلو و اثر تازیانه ای که چون دمل بر بازویش نشست، کافی است. تحمل این مصائب و سپس شهادت او در حمایت از همسرش بود. با این حال به هنگام وفات می گریست، امیرالمومنین علیه السلام از او پرسید:

بانوی من چرا گریه می کنی؟ فرمود: به رنجی می گریم که بعد از من خواهی دید.

امام علی علیه السلام فرمودند: گریه نکن.  به خدا سوگند، تحمل این رنج ها در راه او برای من سهل است.

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 24-25

2 نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 89 ساعت 4:40 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

نامهای دیگر

نام های دیگر فاطمه سلام الله علیها چنین است:

حصان(پناه)  ،  حرّة (آزاده )  ،  سیدة (سرور، بانو )  ،  عذراء  (دوشیزه )  ،  حوراء ( بانوی زیبای بهشتی )  ،  مریم کبری ( بزرگترین دوشیزه )  ،  بتول ( پارسا )

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 23

2 نوشته شده در سه شنبه هجدهم خرداد 89 ساعت 4:17 توسط کوچه غم منتظر حرف دل شماست

گنبد

مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:

او را زهراء نامیده اند، از آن رو که در بهشت آسمانه ای (گنبد) از یاقوت سرخ دارد که طولش به بلندترین نقطه آسمان می رسد، پیمودنش یک سال به دازا می انجامد و به نیروی پروردگار توانا نه از بالا به جایی متصل است و نه از پایین به ستونی تکیه کرده، صد هزار در دارد، بر آستانه هر در هزار فرشته قرار دارد که بهشتیان آنان را چون اخترانی فروزان در کرانه های آسمان می بینند.

آنها به یکدیگر می گویند: این فروزندگی از گنبد فاطمه سلام الله علیها است.

غمخانه فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 22-23 به نقل از بحار الانوار ج43 ص 16

2 نوشته شده در سه شنبه هجدهم خرداد 89 ساعت 4:13 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

جلوه زهراء

روایت کرده اند نام فاطمه از فاطر  یکی از نام های خداوند گرفته شده است و او را به جهت پاکیزگی از هر گونه ناپاکی و آلودگی، طاهره نام نهاده اند.

فاطمه از مباضعت پاک بود و حتی یک روز هم خون حیض و نفاس به خود ندید. 

او را زهراء نامیدند، چون روزی سه مرتبه به پرتو خود بر امیرالمومنین جلوه می کرد.

ابوهاشم جعفری می گوید: از امام عسگری علیه السلام پرسیدم: چرا بانو را فاطمه زهراء نام نهادند؟

فرمود: صبحگاهان، سیمایش چون آفتاب تابان بر بر امیرالمومنین می درخشید و هنگام ظهر چونان ماهتابی فروزنده می شد و هنگام فرو نشستن آفتاب، همچون ستاره ای درخشان بود.

غم خانه فاطمة الزهراء اثرشیخ عباس محدث قمی ، ص 22

2 نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 89 ساعت 3:41 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه سلام الله علیها تا دم شهادت نیز صورت خود را به مولایش نشان نداد و حمایت از ولیّ و ولایت را کامل نشان داد.

در احادیث آمده است، در سوره قدر ، منظور از شب قدر ، حضرت فاطمه است .

همچنانکه شب قدر پنهان است ، قدر و منزلت فاطمه را نشناختند و نشانه ای از خانه ابدی اش هم نیست.

فاطمه سلام الله علیها ، عصمت الله الکبری

2 نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 89 ساعت 20:33 توسط کوچه غم تنها نظر يك عاشق

گلنام های زهرا سلام الله علیها

یونس بن ظبیان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:  فاطمه نزد خدای عزوجل نُه نام نیک دارد:

فاطمه، صدیقه ، مبارکه ، طاهره ، زکیه ،راضیه ، مرضیه ، محدثه و زهراء ... می دانی تفسیر نام « فاطمه » چــیست ؟

- نه سرورم. مرا از آن آگاه کنید.

- او را از بدی باز گرفته اند... اگر امیرالمومنین علیه السلام فاطمه را به کابین خود در نمی آورد از خلقت آدم تا قیامت، هیچ هم شأنی برای او در زمین نمی یافتند.

غم خانه فاطمة الزهرا، ص 21 - شیخ عباس محدث قمی

2 نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 89 ساعت 20:12 توسط کوچه غم منتظر حرف دل شماست

دفاع از ولايت

حمله دشمنان قسم خورده علی علیه السلام و ولایت آغاز شد و فاطمه سلام الله علیها اولین خاکریز را بپا کرد و خود تنها پشت خاکریز قرار گرفت.

دشمن نزدیک شد و همسر امیرالمومنین چون کوه در برابر آن مردان نامرد قرار گرفت تا ولایت تنها نماند.

علی علیه السلام هم علی بود و هم ولیّ و مادر حسنین این را می دید ، اما آن غاصبان و پایمال کنندگان حق ولایت همچون کوران و کران چز سیاهی نفسشان و تشنگی قدرت ، نمی دیدند.

درب خانه را آتش زدند و چون دانستند فاطمه پشت درب هست ، از این فرصت برای از میان برداشتن حامی بزرگ ولایت استفاده کردند و با لگد درب را به روی فاطمه کوبیدند و میخ درب چاره ای نداشت جز سجده بر فاطمه.

ولایت چه بود و چه هست که دختر رسول خدا صل الله علیه و اله و سرور زنان دو جهان اینگونه از مولایش دفاع کرد و اولین خون را در راه ولایت به زمین هدیه داد.

ولایت چه بود که فاطمه فرزندش را هم فدای ولایت کرد.

خون فاطمه ضمانتنامه ولایت هست تا ظهور فرزندش مهدی فاطمه علیه السلام.

2 نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 89 ساعت 18:35 توسط کوچه غم منتظر حرف دل شماست